تبلیغات
" پاراگراف های خامِ یک ذهنِ کال " - تی وی
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تی وی

تلویزیون و تسریع هژمونی فرهنگی

متفکر مارکسیست ایتالیایی «گرامشی» اولین بار واژه «هژمونی» را در نقد جامعه شناسی بکار برد.« هژمونی» به معنی یکدست شدن آرا و عقاید و سرکوب تاویل ها و دیدگاه های دگراندیشانه است. این مساله به روشنی یکی از خواص حکومت « توتالیتر» به حساب می آید. هنگام تماشای تلویزیون ، کنش « دیالوگ» به « مونولوگ» بدل می شود. تلویزیون با بیننده حرف می زند و معنای خودخواسته را انتقال می دهد اما بیننده نمی تواند معنایی را منتقل کند. این عامل در ناخودآگاه جمعی باعث از بین رفتن قدرت نقادی می شود و جائی که دیالوگ و نقد و مخالفت با آرا وجود نداشته باشد هر گونه مخالفت به خشونت می گراید.چنانکه در شدیدترین حالت بیننده تنها می تواند با خرد کردن صفحه تلویزیون مخالفتش زا بیان کند.

این رابطه یکسویه باعث می شود تا حکومت بتواند به آسانی تمامی معناهای مورد نظر خود را به خیل بیننده ها تزریق کند و از این رو تمام افراد یک جامعه را مطابق خواسته های خود پرورش دهد.فیلسوفان مکتب انتقادی «فرانکفورت» - تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- چنین پدیده ای را به « صنعت فرهنگسازی» تعبیر کرده اند. فصلی از کتاب « دیالکتیک روشنگری» که حاوی مهم ترین اندیشه های انهاست ، در این باب است.

یکی از تاثیرات شدید تلویزیون و فرهنگ تلویزیون بینی ، جنبه مخرب فرهنگی آن است. تلویزیون با ساده پسند کردن و پائین آوردن سطح شعور و سلیقه مخاطب ، فرهنگ آسان گیری و ساده پسندی را چنان رواج می دهد که بیننده خاص تلویزیون ، دیگر عاجز از خواندن یک رمان و یا تماشای یک فیلم سینمایی ارزشمند می شود.عادت های شنیداری نازل باعث عدم ارتباط با موسیقی به مثابه هنر می شود.

با نگاهی دیگر آسان کردن و دم دستی کردن همه چیز از پخش فیلم های سینمایی ، موسیقی عامه پسند ، مسابقات زنده فوتبال و... باعث می شود که دیگر مردم کانون گرم خانواده ! را به سالن سینما و کنسرت و استادیوم ترجیح دهند.

مهدی ملک/ بخشی از یادداشت تلویزیون و صنعت فرهنگسازی



نوشته شده توسط :rabi
چهارشنبه 24 اسفند 1390-02:24 ق.ظ
حرف() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر