تبلیغات
" پاراگراف های خامِ یک ذهنِ کال " - بهانه های نمردنم!
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

بهانه های نمردنم!

آخرین حسرتم این است كه نمی‌دانم پس از من چه پیش خواهد آمد. دور افتادن از این دنیای پرتلاطم مثل ناتمام گذاشتن یك سریال پرحادثه است. گمان می‌كنم در گذشته كه تحولات دنیا كندتر بود، كنجكاوی آدم‌ها هم درباره دنیای بعد از مرگ‌شان كم‌تر بود. باید اعتراف كنم كه یك آرزو برایم باقی مانده است: خیلی دلم می‌خواهد وقتی كه مُردم، هر ده سال یك‌بار از میان مرده‌ها بیرون بیایم، خودم را به یك كیوسك برسانم و با وجود تنفری كه از رسانه‌های جمعی دارم، چندتا روزنامه بخرم. این آخرین آرزوی من است: روزنامه‌ها را زیر بغل می‌زنم، بعد كورمال‌كورمال به قبرستان برمی‌گردم و از فجایع جهان باخبر می‌شوم؛ سپس با خاطری آسوده در بستر امن گور خود دوباره به خواب می‌‌روم

(لوئیس بونوئل)

*

یه روز مامان داستان مرگ خواهراش و زندگی مادربزرگ رو تعریف میکرد, یهو برگشت گفت حق ندارین قبل از من بمیرین!! ما مونده بودیم بخندیم یا گریه کنیم!
 وقتی دیگه تو این دنیا نباشی, همه میتونن تحمل کنن و حتی فراموشت کنن, اما مادرا نمیتونن, اونا میشکنن!


نوشته شده توسط :rabi
سه شنبه 23 اسفند 1390-01:45 ق.ظ
حرف() 

How do you get taller?
جمعه 13 مرداد 1396 10:37 ب.ظ
Good day I am so glad I found your blog, I really found you by accident, while I was looking on Google
for something else, Anyhow I am here now and would just like to say kudos for a remarkable post and
a all round entertaining blog (I also love the theme/design),
I don't have time to browse it all at the moment but I
have saved it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read more, Please do keep up the fantastic job.
سمن
سه شنبه 23 اسفند 1390 01:01 ق.ظ
asheghe esme weblogetaam
eshghee
be manam sar bezan
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر