تبلیغات
" پاراگراف های خامِ یک ذهنِ کال " - ( در(راه)مانده )
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

( در(راه)مانده )

ساعت 1 شده! سحر و آسی اومدن کمک و نصف گیفت ها رو اماده کردیم. حالا همه مثل روزشمار یادآوری میکنن چند روز مونده تا رفتنم.کاش یکم از کارا رو میشد سپرد به بقیه و خلاص, سخته وقتی همه درگیر زندگیشونن و مجبوری اکثرا خودت به فکر همه چیز باشی و کارا رو ردیف کنی. جهیزیه, کادوها, لباسا, خونه, کیک و دسرا, تزیینات, مراسما چجوری باشه, کی باشه, کجا باشه, مهمونا کیا باشن, آتلیه, کارت, و و و ...! اول راه دارم احساس خستگی میکنم,  حتی نمیدونم از کجا شروع کنم. منی که همیشه کاراها و خریدها و همه چی رو لیست میکردم و به ترتیب انجام و خط میزدم حالا حتی از نوشتن یه لیست هم عاجز شدم اینقد که موارد و جزییات زیاده یا هنوز نمیشه قطعی مشخص کرد و چندحالت و چندزمان نامعلوم ممکنه واقع بشه هرکاری. کاش وقتی از 10نفر نظر میپرسم, بجای اینکه همه بگن خودت میدونی, 2نفر بگن این خوبه, این مدلی باشه, این موقع باشه, اینطوری باشه.
همین الان دلم میخواد برم تهران خونه مایا و نوروز بیام و همه چی حاضر باشه و من فقط خوش باشم!

نوشته شده توسط :rabi
شنبه 22 بهمن 1390-02:01 ق.ظ
حرف() 

Foot Issues
چهارشنبه 11 مرداد 1396 05:31 ب.ظ
You can definitely see your enthusiasm in the article you write.
The world hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to say how they believe.
Always follow your heart.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر